تبلیغات
فتح الاسرار - کمی در مورد خود (سبک زندگی) بدانیم بد نیست..

فتح الاسرار

فتح القلوب

کمی در مورد خود (سبک زندگی) بدانیم بد نیست..

در زبانهای مختلف از ترکیب سبک زندگی در شکلهای مختلف یاد شده است در زبان آلمانی Lebensstill و در زبان انگلیسی در شکلStyle of Life/Living درگذشته و امروزه بیشتر به صورت Life Style  استفاده شده است. این ترکیب از دو واژه (Style)سبک و (Life)تشکیل می شود.خود واژه سبک چنین تعریف شده است:
چیزی دارای سبک است که عناصر تمایز از دیگری،کل گرایی،ثبات و دلالت داشتن بر مجموعه مشخصی از رموز که در نهایت حس سبکدار بودن راالقا میکند در خود داشته باشد .سبک زندگی مفهومی است که برای فهم شرایط جدید پیش آمده در زندگی افراد در شهرهای بزرگ به کار برده می شود. زیرا شهرهای بزرگ و جدید با ساختارهای بیشتر مصرفی و تفریحی  سامان یافته و افراد و گروههای اجتماعی در آن نه برای کار و تلاش بلکه برای مصرف و نمایش و ارائه نوع زندگی جدید آمده اند. آنها بر خلاف سنت قدیمی که برای رفع خستگی به میدان اصلی شهر می آمدند نمی باشند. بلکه آنها در شهر مستقر شده تا از زندگی جدیدی دفاع کنند. زیرا در دوره مدرن دیگر از تهاجمات گسترده دشمن خبری نیست. بدین لحاظ نیاز به طراحی برج و بارو برای مقابله با حملات غافلگیرانه افراد ناشناس نیازی نیست. در مقابل اگر هم دشمنی هست، دشمن سناخته شده است و با همه افراد زندگی می کند. دشمن بشر معاصر همراه با انسان معاصر زیست می کند

فرد معاصر با وجود اینکه می داند مصرف کالاهای ارائه شده برای او کار بیشتری رامی طلبد ولی احساس می کند که هویت او در خرید این کالا و مصرف آنی آن می باشد. بدین لحاظ عنصری که تمایز بخش بین کار و زندگی، کار و مصرف، کار و سود از مصرف کالا و امثال آن وجود داشته باشد، دیده نمی شود.
بحث در مورد سبک زندگی بخشی از ادبیات علوم اجتماعی معاصر که بعضا ادبیات پست مدرن و
بعضا در حوزه مطالعات فرهنگی مطرح می شود، خیلی معاصر است. اساس این بحث در غرب معطوف به شرایط بسیار ویژه است. در غرب با این وجود این بحث ریشه در یک جامعه با ثبات دارد
و یک جامعه با ثبات به معنای سازگارهای طبقاتی است .
. در مقابل این سوال که بحثی چون سبک زندگی از کجا و تحت چه شرایطی حاصل شده است، لازم است کمی به تاریخ اندیشه اجتماعی برگردیم. ما در تاریخ اندیشه اجتماعی با دوره ای روبرو هستیم که در آن مناقشه جدید در مورد ماهیت امر اجتماعی در مقایسه با امر سیاسی،امر اقتصادی، و امر فرهنگی ایجاد شده است. در آغاز به لحاظ تاریخی به دوره ای می رسیم که تمایزپذیری امر اجتماعی از دیگر امور وجود نداشته است. دورهای که در آن چیزی به نام امر اجتماعی و امر فرهنگی و جامعه موجود نبود و به رسمیت شناخته نمی شد که مشخصا در عصر کلاسیک و عصر قبل از مدرن میتوان یاد کرد. متفکران بزرگ غرب و جهان اسلامی و جهان ایرانی همه شامل حال آنها میشود. با محوریت امر اجتماعی است که بها و اهمیت کمتری به امر سیاسی داده می شود. در حالیکه در گذشته )فلسفه اجتماعی کلاسیک) ماجرا معکوس است و محوریت با امر سیاسی است تا امر اجتماعی، امر سیاسی امر کانونی است و امر اجتماعی ضعیف و سطحی است.
در دوره معاصر کانونیت با امر اقتصادی است. در حوزه اقتصادی جامعه و سازمان اقتصادی اهمیت یافته مفهوم بنیادی در این بحث طبقه اجتماعی بود که به عقیده مارکس و انگلس شرایط وجودی و سرنوشت افراد راتعیین و مقدر می ساخته آشکار است که طبقه اجتماعی به گروهی از اشخاص ارائه می شودکه در سازمان تولید عملکرد خاصی را بر عهده دارند یعنی با توجه به موقعیت خاص آنها در نظم اقتصادی از یکدیگر متمایز می شوند جهان مدرن و مدرنیته با جدی شدن امر اقتصادی و تبلور و عینیت بخشیدن امر اقتصادی خود را نشان میدهد و وارد دوره جدید میشویم. آن وقت یک سری از متفکران مثل وبر و وبلن اساساً فاقد این نوع نگاه هستند و یک نقد اجتماعی از امر سیاسی میکنند و به دفاع از جامعه ای که ماهیتی فرهنگی و اجتماعی دارد، می پردازند. این یک نکته بسیار کلیدی است.
این تغییر رویکرد را می توان از سه جهت یا سه متن وزمینه مورد بحث قرار داد اول دگرگون شدن رابطه کار و فراغت،دوم پیدایش طبقات متوسط و سوم رشد و گسترش فرهنگ مصرف و مصرف گرایی .در نتیجه این اتفاقات مفهوم جدید سبک زندگی وارد عرصه جامعه شناسی قشر بندی اجتماعی شدکه در دهه های 1960و1970 نخست در مکتب جامعه شناسی قشربندی اجتماعی بریتانیا و سپس در سایر کشورها مورد استفاده قرار گرفت بحث شیوه زندگی در جامعه شناسی طبقات و اقشار اجتماعی،با پژوهشها و مشاهداتی در مورد پروسه بورژوازی شدن کارگران درجوامع پیشرفته غربی مطرح شد. در ادبیات جامعه شناسی از مفهوم "سبک زندگی" دو برداشت و دو مفهوم سازی به عمل آمده است در فرمولبندی نخست که سابقه آن به دهه 1920 بازمیگردد سبک زندگی معرف ثروت و سبک اجتماعی افراد و غالبا با عنوان شاخص برای تعیین طبقه اجتماعی به کار رفته است. در فرمولبندی دوم  سبک زندگی نه راهی یرای تعیین طبقه اجتماعی بلکه شکل اجتماعی نوینی دانسته میشود که تنها در حال تغییرات فرهنگی مدرنیته و رشد فرهنگ مصرف گرایی معنا می یابد.در این معنا سبک زندگی راهی است برای تعریف ارزشها و نگرشها و رفتارهای (هویت) افراد که اهمیت آن برای تحلیل های اجتماعی روز به روز افزایش می یابد. اهمیت و رواج فزاینده مفهوم سبک زندگی در علوم اجتماعی ظاهرا ناشی از این است که سنخ شناسی های موجود نمی توانند تنوع وگوناگونی دنیای اجتماعی را توضیح دهند . مفهوم طبقه که برای مدتی طولانی اصل طلایی تبیین بود به یکباره سودمندی و کارآیی خود را از دست داده است . به گونه ای که یافتن روابط قطعی و مطمئن میان تحصیلات،مشاغل،درآمدو نگرشهای افراد روزبه روز دشوار تر می شود. برخی از نخبگان قدرت فاقد مالکیت و یقه آبی ها مرفه تر از یقه سفیدها هستند .در یک کلام،دیگر نمی توان به کمک مفهوم طبقه،تصویری از جهان ترسیم کرد. درچنین وضعیتی مفهوم سبک زندگی انعطاف پذیرتر است. سبک زندگی فقط حاکی از این است که برخی پیشینه ها،فعالیتها،درآمدها ونگرشها با یکدیگر سازگارند و تحلیلگر اجتماعی میتواند طرحی از آنها ترسیم کند

 

 

    (با تشکر از همفکر گرامی جناب آقای احمدی به خاطر مطالب ارسالی)

 

 



 



[ شنبه 9 دی 1391 ] [ 12:04 ب.ظ ] [ رضا علم قلیلو ] [ نظرات() ]